close
تبلیغات در اینترنت
داستان کوتاه خنده دار خاطره هندوستان

داستان کوتاه خنده دار خاطره هندوستان

داستان کوتاه خاطره هندوستان
تعداد بازديد : 109

یکی از فامیلامون رفته بود هند داشت از خاطرات هند رفتنش تعریف میکرد

میگفت تو هند خیلی به ما احترام گذاشتن...

بعضیاشون انگار داشتن مارو میپرستیدن...

یهو لا مصب وسط خاطره گفتنش پدربزرگم بش گفت:

آره هندیا اکثریتشون گاو پرستن

پدر بزرگمخمیازه

خاطره هندخنثی

کسی که داشت تعریف میکردمنتظر

بقیه فامیلقهقهه

بخش نظرات اين مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبليغات

هدايت به بالاي صفحه