close
تبلیغات در اینترنت
داستان کوتاه 118

داستان کوتاه 118

داستان کوتاه 118
تعداد بازديد : 117

در ایام جهالت جوانی و در یک روز ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺣﻮﺻﻠﻢ حسابی ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ۱۱۸

خانم محترمی گوشی رو برداشت
با اعتماد به نفس و جدی ﮔﻔﺘﻢ :ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺭﻭ ﻟﻄﻒ ﮐﻨﯿد ! کار فوری با ایشون دارم !!
ﺍﻭﻧﻢ گفت یادداشت کنید لطفا و  ﯾﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩ !
ﺁﻗﺎ سرتو درد نیارم  در حالی که هویج داشت رو سرمون سبز میشد  ﻣﺎ  شماره رو یادداشت کردیم و ﺯﻧﮕﯿﺪﯾم !

نويسنده :
تاريخ انتشار : 13 / 05 / 1393 ساعت:
بخش نظرات اين مطلب
کامیاب
اين نظر توسط کامیاب در تاريخ 1393/10/25 و 19:53 دقيقه ارسال شده است :
درود

مرسی از مطالب خوبتون
اسی
اين نظر توسط اسی در تاريخ 1393/9/26 و 19:20 دقيقه ارسال شده است :
سلام یه نگاهی به وبلاگ من بینداز اگه خوشت اومد تبادل لینک کنیم..اگه دنبال کسب درآمد از اینترنت یا بالا بردن بازدید وبلاگت هستی تجربیات خوبی دارم که می تونم یادت بدم http://ebtedayi.ir
راستی آدرس زیر فروشگاهمه تو هم راحت میتونی یکی مثل این داشته باشی:www.1by.ir
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

هدايت به بالاي صفحه