محمد امیر فولادکار /استاد وارد کلاس شد ؛ قرار بود آن روز در رابطه با آزادی بیان صحبت کند . یکی از دانشجویان که چهره ی خندان استاد هنگام طرح بحث را نظاره گر بود ، برای پرسش از چرایی تصمیم استاد برای طرح این موضوع دست خود را به نشانه ی سوال بلند کرد و پرسید : استاد می توانم بپرسم چرا امروز چنین موضوعی را برگزیده اید ؟ استاد که تا چندی پیش با سرمستی و ژستی روشنفکر مآبانه وارد کلاس شده بود و فکر می کرد دانشجویان در جواب ارائه ی موضوع او کف بزنند و هورا بکشند ، ناگهان چهره درهم کشید و عصبانیت فریاد کشید : (( همین که گفتم ؛ موضوع امروز ما آزادی بیان است )) .
حکمت بسیاری نیز همینگونه است . کلا اعتقادی به زنده باد مخالف من ندارند ؛ فقط چون این شعار را باب میل مردم میبینند ، برای غنج رفتن دل مردم آن را سر می دهند . شاید مثال بارزش سال ۸۸ باشد ، سالی که میرحسین موسوی با شعار عمل به قانون ، قانون گرایی و دروغ ممنوع وارد کارزار انتخاباتی شد ؛ هرچند بعدها معلوم شد که منظور او دروغ ، ممنون ! بوده است .
وقتی در خیابان ها راه می رفتم ومیتینگ های خیابانی را میدیم ، به خود میگفتم دعوا سر چیز دیگری است اما به حکم ناشی بودن در سیاست ، فکرم بیش تر از آن راه نمی داد ؛ هرچند هم اکنون نیز ادعایی در زمینه ی سیاست ندارم اما معتقد هستم که همان هایی که در خیابان ها شعار حمایت از موسوی را سر می دادند و بعد ها لقب سبزی ( نه به معنای یک گیاه خوردنی ، بلکه یک صفت سیاسی ) گرفتند ، یک جنبش دموکراسی خواه نبودند ، یک جنبش پورنوکراسی خواه ( به نقل از دکتر حسن عباسی ؛ رییس اندیشکده ی یقین) بودند .
هرچند در تلاش بودم به خود القا کنم که این عقیده در بین عوام مردم رواج دارد اما متاسفانه با ورود من به دانشگاه با کمال ناباوری مشاهده کردم که در بین قشر اندیشمند و نخبه ی دانشجویی نیز هستند کسانی که در ظاهر معتقد به فضای آزاد اندیشی هستند اما در باطن شعار مرده باد مخالف من را سر می دهند .
موضوع از این قرار بود که نشریه ای با نام بازتاب ، با روی کار آمدن روحانی مچکریم شروع به فعالیت در دانشگاه فردوسی مشهد میکند . این نشریه که تاکنون سه شماره ی آن منتشر شده است و پیشوند مستقل را هم یدک می کشد ، از همان شماره ی اول با خط گیری از احزاب معلوم الحال کشور شروع به تخریب دولت های نهم و دهم میکند . در شماره ی دوم این نشریه ، چاشنی حمله به مجلس نیز اضافه می شود ؛ هرچند نادیده گرفتن بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با ضرورت افزایش جمعیت نیز برای هر خواننده حرفه ای که این قلم فرسایی ها را می خواند کاملا مشهود است .

1
این نشریه که پس از اعلام بورسیه های غیر قانونی از طرف دولت راستگویان ، شادی کنان به تبلیغ علیه نمایندگان مجلس و دولت قبل می پردازد ، فراموش میکند که در شماره ی بعدی خود از کذب بودن این ادعا عذر خواهی کند . گویی برای گردانندگان این نشریه آبروی نخبگانی که دولت مطبوعشان آن را ریخته بود ، اندکی ارزش ندارد . البته نا گفته نماند در شماره ی بعدی این نشریه که به مناسبت ۱۶ آذر منتشر شده بود ، بازهم باب تازه ای برای مخالفت و شنا کردن خلاف جهت رودخانه برای اعضای دل خوش این نشریه بود . این نشریه هم چنین با زیر سوال بردن شعار مرگ بر آمریکا ، سعی در مصادره ی جنبش دانشجوی استکبار ستیز داشت ، گویا فراموش کردند که امام رحمه الله علیه فرمود : (( هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید )) .
جالب تر این که دروغ پردازی های بازتاب علیه دولت محمود احمدی نژاد پایانی ندارد ؛ البته شاید ستاره دار کردن دانشجویان در دوره ی احمدی نژاد فقط وسیله ای برای خنده ی خواننده باشد ، چرا که حتی ناوارد ترین افراد به فضای علمی کشور یادشان هست که اساسا ستاره دار کردن دانشجویان در زمان معین شکل گرفت .
اما در پایان باید گفت که آن مرد رفته است …. اما حتی کسانی که تا چندی پیش می گفتند چوب به مرده نمی زنم تا امروز حملات پاتیزانی خود را نثار دولت محمود احمدی نژاد میکنند . آن کسی که در دولت خود اجازه ی انتقاد به تنها روزنامه ی منتقد کشور را نمی داد و در سال ۸۸ از پایان مدارا با دولت نهم سخن می گفت ، امروز دم از مردم گرایی و دوری از افراط و تفریط می زند و با حق الناس خواندن رای مردم از لزوم حمایت از دولتی می گوید که نه تنها نتوانست چرخ سانتریفیوژها را بچرخاند که حتی از چرخاندن چرخ زندگی مردم نیز عاجز مانده و به جای اتکا به نیروی درونی کشور و کمک گرفتن از نهادهایی هم چون سپاه پاسداران اسلامی که نماد بارز ما می توانیم است ، چشم به دشمنی دوخته است که رهبر معظم انقلاب از عدم اعتماد به آن سخن گفته اند .
شاید به راستی صحیح باشد که این افراد را به جای آزادی خواه ، دیکتاتور خواه بنامیم که پیروی خط دموکتاتوری هستند .